محفور
(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- حفر شده، کنده شده.
۲- کسی که دندانهای وی خالی یا فرسوده شده.
(~.) [ ع. ] (اِ.) ظاهراً مالی بوده که به مصادره و جریمه یا به عنوان طرح یا مالیات اجباری از کسی میگرفتند.
(مَ) [ ع. ]
۱- (ص نسب.) منسوب به محفور.
۲- (اِ.) فرشهای مخصوص از قبیل زیلو و قطیفه خواب دار و غیره که در شهر «محفوره» میبافتند.