اسم

محتلم

(مُ تَ لِ) [ ع. ] (اِفا.) دستخوش احتلام، دستخوش انزال در خواب.

    محترقه

    (مُ تَ رِ قِ یا قَ) [ ع. محترقه ] (اِفا.) مؤنث محترق. ؛ مواد ~ موادی که موجب سوزاندن اشیا و تولید حریق شود.

      محجر

      (مُ هَ جَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- سخت گردیده مانند سنگ.
      ۲- سنگ چین شده، با سنگ برآورده.
      ۳- خرمن ماه، هاله. در فارسی: محجور، ممنوع.

        Scroll to Top