اسم

محبل

(مَ بَ) [ ع. ] (اِ.) هنگام باردار شدن، زمان آبستنی.

    محاق

    (مُ) [ ع. ]
    ۱- (اِمف.) پوشیده شده، احاطه شده.
    ۲- سه شب آخر ماه قمری که در آن ماه از چشم ناظر زمینی دیده نمی‌شود.

      محاکم

      (مَ کِ) [ ع. ] (اِ.) جِ محکمه ؛ دادگاه‌ها.

        محال

        (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ محل.
        ۱- محل‌ها، جای‌ها.
        ۲- بلوک.

          محامد

          (مَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ محمده ؛ کردارهایی که موجب ستایش شود، خصلت نیکو.

            Scroll to Top