اسم

مجهل

(مَ هَ) [ ع. ] (اِ.) بیابانی که نشانه‌ای در آن نباشد و مسافران راه به جایی نبرند.

    مجهود

    (مَ) [ ع. ]
    ۱- (اِمف.) کوشش کرده شده.
    ۲- (اِ.) جهد، کوشش، سعی.

      مجوز

      (مُ جَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) تجویز شده، روا داشته شده، اجازه نامه.

        مجمع

        (مَ مَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- محل اجتماع، محل گرد آمدن.
        ۲- نهادی که تصدی امور خاصی را بر عهده دارد.

          مجمعه

          (مَ مِ عَ یا عِ) [ ع. مجمعه ] (اِ.) سینی بزرگ مسی.

            مجموع

            (مَ) [ ع. ]
            ۱- (اِمف.) گرد آمده، گرد – آورده شده.
            ۲- (اِ.) حاصل جمع (ریاضی).
            ۳- مجموعاً، همگی.

              پیمایش به بالا