اسم

مجری

(مَ را) [ ع. ] (اِ.) محل جریان و عبور. ج. مجاری.

    مجریه

    (مُ یِ یا یَ) [ ع. مجریه ] (اِفا.) مؤنث مجری. ؛قوه ~ یکی از قوای سه گانه مملکت که موظف به اجرای قوانین و مقررات است و آن شامل رییس مملکت و هیئت وزیران است. مق مقننه و قضاییه.

      مجس

      (مَ جَ سّ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- محل نبض.
      ۲- سینه، جای نفس.

        مجسطی

        (مِ جَ) [ یو. ] (اِ.) سونتاکسیس ماثماتیکا یا مجموعه ریاضی ؛ رساله‌ای است در نجوم تألیف کلاودیوس بطلمیوس – ۱۵۰ – ق. م. – که بعدها توسط شارحین صفت عالی «مگستیه» یا «مجسطی» به آن داده شد.

          مجداب

          (مِ) [ ع. ] (اِ.) زمینی که هیچ چیز در آن نروید.

            Scroll to Top