اسم

مجرح

(مُ جَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- زخم زده، زخمی کرده.
۲- کسی که شهادتش رد شده.
۳- قسمی از نقش بریدگی بر کنار دریاچه.

    مجرد

    (مُ جَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- تنها.
    ۲- بی – همسر.
    ۳- دارای جنبه نظری.

      مجداب

      (مِ) [ ع. ] (اِ.) زمینی که هیچ چیز در آن نروید.

        مجداف

        (م) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- پاروی کشتی.
        ۲- بال مرغ.

          پیمایش به بالا