اسم

مجاز

(مَ) [ ع. ] (اِ.) غیر حقیقت، استعمال کلمه‌ای در غیر معنی حقیقی خود به شرط آن که آن معنی از جهتی مناسبت با معنی اصلی داشته باشد.

    مجازات

    (مُ) [ ع. مجازاه ]
    ۱- (مص م.) جزا دادن، پاداش دادن.
    ۲- (اِمص.) کیفر.

      مثمن

      (مُ ثَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- هشت تایی، هشت گوشه.
      ۲- فروخته شده.

        مثنوی

        (مَ نَ) [ ع. ] (اِ.) مزدوج، دو دو، شعر متحدالوزنی که هر یک از ابیات آن دارای قافیه مخصوص به خود باشد.

          مثنی

          (مُ ثَ نّا) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- دو دو، دوتا دوتا.
          ۲- حرفی که دارای دو نقطه باشد.

            مثقب

            (مِ قَ) [ ع. ] (اِ.) مته و هر چیزی که سوراخ کند.

              مثقل

              (مُ ثَ قِّ) [ ع. ] (اِفا.) سنگین کننده، گران سنگ گرداننده.

                پیمایش به بالا