اسم

مثابت

(مَ بَ) [ ع. مثابه ] (اِ.)
۱- محل اجتماعی مردم.
۲- حد، اندازه.
۳- مانند.

    مثابه

    (مَ بِ یا بَ) [ ع. مثابه ] (اِ.)
    ۱- جایگاه، منزلت.
    ۲- رتبه، درجه.

      مثال

      (مِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- مانند، شبیه.
      ۲- فرمان، حکم. ج. امثله.
      ۳- کلمه یا عبارتی که برای توضیح مطلبی یا قاعده‌ای آورده شود.
      ۴- شاهد.
      ۵- تصویر، تمثال.
      ۶- مجسمه، پیکر.

        مثالب

        (مَ لِ) [ ع. ] (اِ.) ج. مثلبه ؛ عیب، نقص.

          مثانه

          (مَ نِ) [ ع. مثانه ] (اِ.) کیسه عضلانی غشایی که ادرار پس از خروج از کلیه‌ها، در آن جمع می‌شود.

            مثانی

            (مَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- آیات قرآن.
            ۲- سوره فاتحه.

              مثبت

              (مُ بِ) [ ع. ] (اِفا.)
              ۱- ثابت کننده، مدلل سازنده.
              ۲- استوار کننده.
              ۳- ثبت – کننده. ج. مثبتین.

                مثبت

                (مُ ثَ بَّ) [ ع. ] (اِمف.)
                ۱- محکم کرده، استوار کرده.
                ۲- برجای داشته.

                  مثبت

                  (مُ ثَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.)
                  ۱- محکم کننده، استوار کننده.
                  ۲- برجا دارنده.

                    Scroll to Top