اسم

متمنی

(مُ تَ مَ نّ) [ ع. ] (اِفا.)۱ – تمنا کننده.
۲- خواهشمند، مستدعی.

    متنجز

    (مُ تَ نَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آن که از دیگری بخواهد تا حاجت وی روا کند.
    ۲- روا کننده حاجت ؛ ج. متنجزین.

      متمهد

      (مُ تَ مَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- گسترنده.
      ۲- جاگیرنده.
      ۳- قادر (بر امری)؛ ج. متمهدین.

        متمیز

        (مُ تَ مَ یِّ) [ ع. ]
        ۱- (اِفا.) جدا شونده.
        ۲- (ص) جدا، ممتاز.

          متن

          (مَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- نوشته داخل صفحه که شامل حاشیه نمی‌شود.۲ – زمین بلند. ج. متون.

            Scroll to Top