اسم

هدی

(هَ) [ ع. ] (اِ.) قربانی که به مکه فرستند.

    هجیر

    (هَ) [ ع. ] (اِ.) گرمای نیم روز، گرمای سخت.

      هخر

      (هِ) (اِ.) قسمت‌های مایع جسد و مردار.

        هدا

        (هُ) [ ع. هدی ] (اِ.) رستگاری، راهنمایی.

          هدف

          (هَ دَ) [ ع. ] (اِ.) نشانه، غرض، نشانه تیر. ج. اهداف.

            هدفون

            (هِ فُ) [ انگ. ] (اِ.) یک جفت گوشی که با اتصال آن به دستگاه صوتی یا تصویری، صدا به طور مستقیم و بدون پخش شدن در فضا دریافت شود، دوگوشی. (فره).

              هدم

              (هَ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) خراب کردن، ویران کردن.
              ۲- (اِمص.) خرابی، ویرانی.

                هدنگ

                (هَ دَ) (اِ.) اسبی که سفید باشد.

                  پیمایش به بالا