اسم

متقال

(مِ) [ ع. ] (اِ.) پارچه سفیدی که از نخ می‌بافند شبیه کرباس اما ظریف تر از آن است.

    متقدم

    (مُ تَ قَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- پیشی گیرنده.
    ۲- دارای تقدم.
    ۳- زمان پیشین.

      متفقه

      (مُ تَ فَ قِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- آن که خود را فقیه معرفی کند.
      ۲- فقیه، دانشمند؛ ج. متفقهین.

        متقرب

        (مُ تَ قَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که به دیگری تقرب کند؛ نزدیکی جوینده ؛ ج. متقربین.

          متقلب

          (مُ تَ قَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- دگرگون کننده هرچیزی.
          ۲- مردم نادرست و دغل.

            متفنن

            (مُ تَ فَ نِّ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- کسی که حرفه‌های گوناگون بلد باشد.
            ۲- کسی که به کاری یا هنری از روی تفنن بپردازد.

              پیمایش به بالا