اسم

هجا

(هِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) هجی و تقطیع کردن حروف.
۲- (اِ.) سیلاب، مقطع.

    هجده

    (ه دَ) (اِ.) هژده، ده بعلاوه هشت، عدد بین هفده و نوزده.

      هبه

      (ه ب) [ ع. هبه ]
      ۱- (اِمص.) بخشش و انعام. ج. هبات.
      ۲- (اِ.) آنچه بخشیده شده.

        هبیر

        (هَ ب) [ ع. ] (اِ.) زمین پست و هموار که اطرافش بلند باشد.

          هپاتیت

          (هِ) [ فر. ] (اِ.) بیماری التهابی ای که بر اثر عواملی مانند ویروس‌ها، سموم، داروها و غیره به وجود می‌آید.

            هپاک

            (هَ یا هُ) (اِ.) فرق سر، تارک سر.

              هتر

              (هِ تِ) [ یو. ] (اِ.) بخشی از سپاهیان اسکندر مقدونی که افراد آن از صنف سواره نظام و از حیث قوت جسمانی و قدرت جنگی و فنون آن در میان دیگر صنوف ممتاز بودند.

                هتف

                (هَ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) بانگ کردن.
                ۲- (اِ.) آواز بلند.

                  پیمایش به بالا