اسم

مبیت

(مَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جای خواب.
۲- شب را گذراندن.

    مبیض

    (مُ بَ یِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- جامه سفید پوشنده.
    ۲- سفید گرداننده (جامه و غیره).

      مبسم

      (مَ س) [ ع. ] (اِ.) دندان‌های پیشین.

        مبغی

        (مَ غا) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- نوع طلب.
        ۲- مکان طلب.

          مبصر

          (مُ ص) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- بیننده، با بصیرت، هوشیار.
          ۲- در فارسی، شاگردی که مسئول نظم کلاس است.

            مبصر

            (مُ صَ) [ ع. ] (اِ مف.) دیده شده، منظور، مشهود.

              Scroll to Top