اسم

مبدد

(مُ بَ دَّ) [ ع. ] (اِ مف. ص.) پریشان، پراکنده، متفرق.

    مبتدا

    (مُ تَ) [ ع. مبتداء ] (اِ.) آغاز شده، چیزی که در ابتداء واقع شده باشد.

      مبتدع

      (مُ تَ دِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- ابداع کننده، اختراع کننده.
      ۲- بدعت گذارنده.

        مبتذل

        (مُ تَ ذَ) [ ع. ]
        ۱- (اِمف.) در دسترس همگان.
        ۲- فرومایه، پیش پا افتاده، بی ارزش.

          مبتلا

          (مُ تَ) [ ع. مبتلی ] (اِ مف.) گرفتار، در بلا افتاده.

            Scroll to Top