اسم

ماهی

(اِ.) جانوری است آبزی و خونسرد با بدن پوشیده از فلس و چشمان مسطح که انواع گوناگون دارد.

    ماهی تابه

    (بِ) (اِمر.) ظرف فلزی پهن که در آن ماهی یا چیز دیگر سرخ می‌کنند، ماهی تاوه.

      ماه گرفتگی

      (گِ رِ تِ) (اِ.)
      ۱- خسوف.
      ۲- لکه سرخی در پوست بدن به ویژه صورت، بر اثر رشد بیش از حد مویرگ‌های پوست.

        ماه نخشب

        (~ نَ شَ) (اِمر.) ماهی که مقنع قرن دوم ه. ق. تا مدت چهار ماه هر شب از چاهی که پایین کوه سیام بود برمی آورد و چهار فرسخ در چهار فرسخ روشنایی می‌داد. این ماه را ماه کش و ماه کاشغر و ماه مقنع و ماه مُزوَّز نیز گفته‌اند.

          مانگلای

          (گَ) [ مغ. ] (اِ.)
          ۱- پیشانی، جبهه.
          ۲- مقدمه لشکر، مقدمه الجیش.

            مانور

            (نُ وْ) [ فر. ] (اِ.) اجرای عملیات جنگی به طور نمایشی و تمرینی.

              Scroll to Top