مالک الحزین
(لِ کُ لْ حَ) [ ع. ] (اِ.) بوتیمار.
(لِ) (اِ.)
۱- افزاری که بنایان و گلکاران با آن کاهگل و گچ و آهن را بر دیوار و غیره مالند و آن را انواع است.
۲- تختهای که برزیگران بر زمین شیار کرده کشند تا کلوخهای آن را نرم کنند و زمین را هموار سازند.
۳- افزاری که جولاهگان از خس مانند جاروب و لیف سازند و با آن تانه را آهار دهند؛ لیف جولاهگان.
(اِ.)
۱- وسیلهای در ماشین بافندگی که ماسوره بر روی آن قرار میگیرد.
۲- میلهای در چرخ خیاطی که قرقره بر روی آن قرار میگیرد.
(وِ) [ فر. ] (اِ.) مکتبی که در سیاست و اداره مملکت استفاده از هر وسیلهای را مجاز میداند. «اصطلاح هدف وسیله را توجیه میکند»، بیان نسبتاً جامعی از اصول این مکتب است. این مکتب نشأت گرفته از افکار نیکولو ماکیاول تاریخ دان و سیاستمدار معروف ایتالیایی است که کتابی در این باب نوشتهاست.
(یَ) [ فر. ] (اِ.) ششمین و آخرین تقسیم دوره پارینه سنگی از دوران چهارم که از هنرها و ابزارهای انسانهای این دوره تصاویری بر روی عاج فیل و قاشق و سوزن و لوازم شکار که هنوز خشن هستند و صیقل نشدهاند، به دست آمدهاست.