مالت
[ فر. ] (اِ.) جوانه غلات به ویژه جو.
(مُ) [ فر. ] (اِ.) = ماکزیمم: حداکثر، بیشترین حد، بزرگترین مقدار در مجموعهای از مقادیر، بیشینه (فره).
(اِ.)
۱- وسیلهای در ماشین بافندگی که ماسوره بر روی آن قرار میگیرد.
۲- میلهای در چرخ خیاطی که قرقره بر روی آن قرار میگیرد.
(وِ) [ فر. ] (اِ.) مکتبی که در سیاست و اداره مملکت استفاده از هر وسیلهای را مجاز میداند. «اصطلاح هدف وسیله را توجیه میکند»، بیان نسبتاً جامعی از اصول این مکتب است. این مکتب نشأت گرفته از افکار نیکولو ماکیاول تاریخ دان و سیاستمدار معروف ایتالیایی است که کتابی در این باب نوشتهاست.
(نِ) (اِ.) کسی که (معمولاً در ادارهها یا مؤسسهها) نوشتهها را به وسیله ماشین تحریر ماشین میکند.
[ ع. ] (اِفا.)
۱- گذشته (زمان). مق حال، مستقبل (آینده). ضح – فعلی است که بر زمان گذشته دلالت کند: رفتم، نوشتم. گفت و آن شامل اقسام مختلف است.
۲- در گذشته، مرده.
۳- برنده، قاطع.
۴- مرد رسا در امور، کاربر.