اسم

ماضی

[ ع. ] (اِفا.)
۱- گذشته (زمان). مق حال، مستقبل (آینده). ضح – فعلی است که بر زمان گذشته دلالت کند: رفتم، نوشتم. گفت و آن شامل اقسام مختلف است.
۲- در گذشته، مرده.
۳- برنده، قاطع.
۴- مرد رسا در امور، کاربر.

    ماعز

    (عِ) [ ع. ] (اِ.) واحد معز.
    ۱- یک بز.
    ۲- پوست بز.
    ۳- مرد درشت پی استوار خل ق ت.

      ماساژ

      [ فر. ] (اِ.) مالش بدن کسی با سر انگشتان دست جهت رفع خستگی او، مشت و مال.

        ماست

        [ سنس. ] (اِ.) از انواع لبنیات است که با مایه زدن شیر بسته و سفت می‌شود. ؛~ها را کیسه کردن کنایه از: ترسیدن و کنار رفتن یا با احتیاط عمل کردن.

          ماسک

          [ فر. ] (اِ.) نقاب، روبند، صورتک.

            ماسور

            (اِ.) = ماشور. ماشوره: چیزی در هم آمیخته.

              ماش

              [ سنس. ] (اِ.)گیاهی است از تیره پروانه – واران که دارای برخی گونه‌های پایاست. انواع بسیار از این گیاه وجود دارد و غالباً همراه یکی از غلات (گندم، جو) کاشته می‌شود. برگ‌ها و ساقه اش علوفه خوبی جهت دام‌ها هستند و دانه‌هایش در اغذیه مصرف می‌شود.

                پیمایش به بالا