ماضی
[ ع. ] (اِفا.)
۱- گذشته (زمان). مق حال، مستقبل (آینده). ضح – فعلی است که بر زمان گذشته دلالت کند: رفتم، نوشتم. گفت و آن شامل اقسام مختلف است.
۲- در گذشته، مرده.
۳- برنده، قاطع.
۴- مرد رسا در امور، کاربر.
[ ع. ] (اِفا.)
۱- گذشته (زمان). مق حال، مستقبل (آینده). ضح – فعلی است که بر زمان گذشته دلالت کند: رفتم، نوشتم. گفت و آن شامل اقسام مختلف است.
۲- در گذشته، مرده.
۳- برنده، قاطع.
۴- مرد رسا در امور، کاربر.
[ سنس. ] (اِ.) از انواع لبنیات است که با مایه زدن شیر بسته و سفت میشود. ؛~ها را کیسه کردن کنایه از: ترسیدن و کنار رفتن یا با احتیاط عمل کردن.
[ سنس. ] (اِ.)گیاهی است از تیره پروانه – واران که دارای برخی گونههای پایاست. انواع بسیار از این گیاه وجود دارد و غالباً همراه یکی از غلات (گندم، جو) کاشته میشود. برگها و ساقه اش علوفه خوبی جهت دامها هستند و دانههایش در اغذیه مصرف میشود.