ماعز
(عِ) [ ع. ] (اِ.) واحد معز.
۱- یک بز.
۲- پوست بز.
۳- مرد درشت پی استوار خل ق ت.
[ ع. ] (اِ.)
۱- آن چه که از آن کمک جویند و سود برند.
۲- اسباب خانه مانند دیگ و تابه و غیره.
۳- معروف.
۴- زکات.
۵- طاعت.
۶- باران.
۷- آب.
[ ایتا. ] (اِ.) خمیری که از نشاسته و زرده تخم مرغ درست میکنند و به اشکال مختلف درمی آورند، نی رشته (فره).
(رُ وِ یْ وْ) [ ازانگ. ] (اِ.) = مایکروویو. میکروویو:
۱- طول موجهای الکترومغناطیسی در مخابرات بین شهری و بین قارهای، کِه موج.
۲- وسیلهای برقی جهت پختن و گرم کردن سریع مواد غذایی.