ماعون
[ ع. ] (اِ.)
۱- آن چه که از آن کمک جویند و سود برند.
۲- اسباب خانه مانند دیگ و تابه و غیره.
۳- معروف.
۴- زکات.
۵- طاعت.
۶- باران.
۷- آب.
[ ع. ] (اِ.)
۱- آن چه که از آن کمک جویند و سود برند.
۲- اسباب خانه مانند دیگ و تابه و غیره.
۳- معروف.
۴- زکات.
۵- طاعت.
۶- باران.
۷- آب.
[ سنس. ] (اِ.) از انواع لبنیات است که با مایه زدن شیر بسته و سفت میشود. ؛~ها را کیسه کردن کنایه از: ترسیدن و کنار رفتن یا با احتیاط عمل کردن.
[ سنس. ] (اِ.)گیاهی است از تیره پروانه – واران که دارای برخی گونههای پایاست. انواع بسیار از این گیاه وجود دارد و غالباً همراه یکی از غلات (گندم، جو) کاشته میشود. برگها و ساقه اش علوفه خوبی جهت دامها هستند و دانههایش در اغذیه مصرف میشود.
[ فر. ] (اِ.) نام تجارتی نوعی قلم دارای محفظه مرکب روغنی و نوک نمدی که بیشتر برای نوشتن خط درشت یا نقاشی و طراحی به کار میرود.