اسم

ماحصل

(حَ صَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- فراهم شده، به دست آمده.
۲- خلاصه.

    ماحضر

    (حَ ضَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- آنچه که حاضر و موجود است.۲ – خوراک ساده، غذای آماده و حاضر.

      ماخ

      ۱ – (ص.) خسیس، پست.
      ۲- (اِ.) سیم و زر قلب.

        ماتیک

        [ فر. ] (اِ.) از انواع لوازم آرایش که با آن لب‌ها را رنگ کنند، روژ لب.

          ماچ

          (اِ.) بوسه، بوسه‌ای که معمولاً با صدا همراه است. ؛~ مالی کردن پیاپی بوسیدن.

            Scroll to Top