(حَ صَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- فراهم شده، به دست آمده. ۲- خلاصه.
(حَ ضَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- آنچه که حاضر و موجود است.۲ – خوراک ساده، غذای آماده و حاضر.
[ ع. ] (اِفا.) محوکننده.
۱ – (ص.) خسیس، پست. ۲- (اِ.) سیم و زر قلب.
(تَ) [ ع. ] (اِ.) غم، مصیبت، سوگ.
(ی) (~. سَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) ماتمکده، عزاخانه.
[ فر. ] (اِ.) از انواع لوازم آرایش که با آن لبها را رنگ کنند، روژ لب.
(اِ.) ماه، قمر، مج.
(جَ) [ ع. ماجری ] (اِ.) سرگذشت.
(اِ.) بوسه، بوسهای که معمولاً با صدا همراه است. ؛~ مالی کردن پیاپی بوسیدن.