(اِ.) خورشید، آفتاب.
(اِ.) ظرف اغلب استوانهای معمولاً بزرگتر از استکان یا فنجان برای نوشیدن مایعات.
[ معر. ] (اِ.) ایوان خیمه شاهی.
(لِ مَ) [ ع. لا´مه ] (اِمص.) بخیلی، فرومایگی.
(لَ لُ نْ نَ) [ ع. ] (اِمر.) شب و روز.
(لِ) (اِ.) کسی که در قمار چیره دست است. قمارباز ماهر.
(لَ لَ هُ لْ اَ را) [ ع. ] (اِمر.) شب معراج پیغمبر.
(لَ لَ هُ لْ بَ) [ ع. ] (اِمر.) شب چهاردهم ماه که در آن قرص ماه کامل باشد.
(سَ یا س) (اِ.) سنگی که در آغل نسب کنند و بر سر آن نمک نهند تا چارپایان بلیسند.
(~.) (اِ.) ورقهای است فولادی که سطح چوب را برای بطانه و رنگ هموار میکند.