اسم

لوک

(اِ.) آن که روی زانو و کف دست راه رود.

    لوک

    (اِ.) نوعی شتر کم موی بارکش.

      لوکه

      (~.) (اِ.) پنبه که پنبه دانه را از آن جدا کرده باشند و هنوز حلاجی نشده باشد.

        لولا

        (لُ) (اِ.) قطعه‌ای فلزی که در یا پنجره را به چهارچوبه وصل کند.

          لولب

          (لَ یا لُ لَ) (اِ.) آب بسیار که جهت بسیاری و تنگی دهانه کاریز یا ماسوره به هنگام جریان بگردد و به صورت نایژه باشد.

            لوزه

            (لُ زِ) (اِ.) هر یک از دو جسم بادامی شکل کوچک که از بافت لنفی تشکیل شده و در دو طرف حلق قرار دارد.

              لوزی

              (لُ) (اِ.) چهار ضلعی که چهار ضلعش برابر است و زاویه‌های مقابل آن دو به دو مساوی باشند.

                لوزینه

                (لُ یا لَ نِ) (اِ.) یک قسم شیرینی است که از شکر و گلاب و بادام و پسته ساخته شود.

                  لوژ

                  [ فر. ] (اِ.) گردونه‌ای کوچک که روی آن نشینند و در پیست‌های اسکی روی برف سر خورند.

                    پیمایش به بالا