لقلقه
(لَ لَ قِ) [ معر. ] (اِ.)
۱- آواز لک لک.
۲- هر آوازی که توأم با حرکت و اضطراب باشد.
(لُ مِ) [ ع. لقمه ] (اِ.) مقدار غذایی که یک بار در دهن گذاشته شود. ؛ ~ گنده تر از دهان برداشتن کنایه از: تقبل کار و تعهد خارج از توان. ؛ ~ را دور سر چرخاندن کنایه از: کار را از راه غلط و پردردسر انجام دادن.
(~.) [ ع – فا. ]
۱- (ص نسب.) مربوط به لفظ.
۲- (اِ.) عمل بازی کردن با واژهها، آوردن واژههای آهنگین یا دشوار برای فریفتن شنونده یا خواننده.