اسم

لفچن

(لَ چَ) (اِ.) = لفچ:
۱- زن بدکاره.
۲- گوشت بی استخوان.

    لفچه

    (لَ چِ) (اِ.) = لفچ. لفج. لفجن:
    ۱- لب گنده.
    ۲- گوشت بی استخوان.

      لفظ

      (لَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- واژه، کلمه.
      ۲- سخن گفتن. ج. الفاظ. ؛ ~ قلم صحبت کردن صحبت به شیوه و روش نوشتن.

        لغز

        (لُ غَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- چیستان، سخن سر بسته و مشکل.
        ۲- راه‌های کج و معوج.

          لغو

          (لَ غْ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- سخن بیهوده و باطل.
          ۲- آنچه که به حساب و شمار نیاید.

            پیمایش به بالا