اسم

هاجر

(جِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- جدایی کننده.
۲- فایق، فاضل بر دیگر اشیا.۳ – سخن پریشان گوی.

    هاجره

    (جِ رِ یا رَ) [ ع. هاجره ]
    ۱- (اِفا.) مؤنث هاجر.
    ۲- (اِ.) نیم روز (ظهر) در گرمای تابستان.
    ۳- شدت گرما، سختی گرما.
    ۴- رسوایی، فضیحت. ج. هواجر.

      هاچه

      (چِ یا چَ) (اِ.) چوبی که سر آن دو شاخه‌است و آن را به زیر شاخه درخت و مانند آن زنند تا فرو نیفتد و نشکند.

        هادی

        [ ع. ] (اِ فا.)
        ۱- هدایت کننده. ج. هداه.
        ۲- رسانه، هر جسمی که جریان الکتریسیته یا حرارت را از خود عبور دهد.

          هار

          (اِ.)
          ۱- سگ گزنده که گرفتار بیماری هاری باشد.
          ۲- جانور درنده. (مطلقاً)

            ها

            (اِ.) هر فصل از کتاب «یسنا».

              Scroll to Top