گول
۱ – (ص.)ابله، نادان.
۲- (اِ.) مکر، فریب.
۳- دلق.
(گَ وَ) (اِ.) نوعی گیاه خاردار که دارای ساقههای ستبر و شاخههای بلند میباشد. بیشتر در نقاط کوهستانی میروید و گلهای آن سفید یا زرد رنگ میباشد.
(نِ) [ په. ] (اِ.)
۱- رنگ، نوع.
۲- رخ، سیما.
۳- قسمت گوشتی زیر چشمها و ک نار بینی و دهان، لُپ.
۴- همانند چیزی مانند: پیامبر – گونه.
[ هند. ] (اِ.)۱ – پارچه خشنی که ریسمانش ا ز لیف کنف و غیره تابیده شود و از آن کیسه بافند.
۲- کیسهای از پارچه خشن که برای حمل بار سازند.
(گُ وِ) (اِ.) تکه چوبی که هنگام شکافتن کُنده آن را در شکاف ایجاد شده میگذارند که دو نیم کردن آن آسان تر شود.
(اِ.)
۱- گیرنده تلفن که به وسیله آن صدای طرف مکالمه شنیده میشود.
۲- وسیلهای برای پوشاندن گوش برای سرما و گرما.
۳- اسبابی برای گوش دادن به صداهای درون بدن جاندار مثل قلب و ریه.
۴- سمعک.
۵- نوعی بیماری در سرانگشتان که باعث عفونت آن میشود.