اسم

گنج سوخته

(~ِ تِ) (اِ.)
۱- نام گنج پنجم از گنج‌های خسرو پرویز.
۲- نام لحنی از سی لحن باربد.

    گمرک

    (گُ رُ) (اِ.) [ مأخوذ از ترکی ]
    ۱- اداره‌ای که مأمور مراقبت از ورود و خروج کالاها (بر اساس قانون واردات و صادرات) و دریافت حقوق گمرکی از دارندگان آن هاست.
    ۲- هزینه‌ها و حقوق گمرکی.

      گمست

      (گَ مَ) (اِ.) نوعی جواهر ارزان به رنگ کبود.

        گمولوژی

        (گِ مُ لُ) [ فر. ] (اِ.) علم مطالعه گوهرسنگ‌ها که به بررسی منبع و منشأ و توصیف و درجه بندی و شناسایی و ارزیابی آن‌ها می‌پردازد، گوهرشناسی. (فره).

          گمیز

          (گُ یا گَ) [ په. ] (اِ.) ادرار، شاش.

            گنبد

            (گُ بَ) [ په. ] (اِ.) قُبِّه و برآمدگی که بر بالای معابد و مساجد می‌سازند.

              گنج

              (گَ) [ په. ] (اِ.)
              ۱- خزانه زر و سیم، جواهری که در جایی پنهان باشد.
              ۲- ثروت بسیار.
              ۳- انبار، مخزن. ؛ ~ باد آورده گنجی که بی زحمت و رنج به دست آید.

                پیمایش به بالا