اسم

گنج افراسیاب

(گَ جِ اَ) (اِمر.) نام گنج چهارم از گنج‌های خسرو پرویز که آن را از افراسیاب به دست آورد.

    گمار

    (گُ) (اِ.) جای ناآشنا، به ویژه در جنگل انبوه که موجب گمراه شدن شخص شود.

      گماشته

      (گُ تِ)
      ۱- (ص مف.) منصوب شده، مأمور شده.
      ۲- (اِ.) مأمور، عامل.
      ۳- نوکر، خادم.

        گمان

        (گُ یا گَ) (اِ.)
        ۱- ظن، وهم.
        ۲- رأی، اندیشه.

          گمانه

          (گُ نَ یا نِ) (اِ.)
          ۱- گمان، حدس.
          ۲- چاه با نقبی که مقنی پیش از کندن قنات در محلی که گمان آب می‌رود حفر می‌کند.

            پیمایش به بالا