اسم

گلیسیرین

(گِ) [ فر. ] (اِ.) = گلیسرل: مایعی است بی رنگ، روغنی، بی بو، کمی شیرین و محلول در آب.

    گلیکوژن

    (گِ کُ ژِ) [ فر. ] (اِ.) هیدرات کربنی که در سلول‌های جانوری ذخیره می‌شود، نشاسته حیوانی.

      گلیم

      (گِ) (اِ.) نوعی فرش که از پشم می‌بافند. ؛ ~ خود را از آب درآوردن کنایه: از عهده کار خود برآمدن.

        گلیم گوش

        (~.) (اِمر.) موجودی متوهم به شکل آدمی با گوش‌های بزرگ به حدی که یک گوش را بستر و دیگری را لحاف می‌کرده اند؛ گوش بستر.

          گلیون

          (گَ) (اِ.) بوقلمون، نوعی پارچه هفت رنگ.

            گلگچه

            (گُ گَ چِ یا چَ) (اِ.) = کلگجه: رسوم و آدابی باشد که از اول تولد اطفال تا اوان عقیقه و گاهواره به طریق سنت رعایت کنند.

              گلگشت

              (~. گَ) (اِمر.)
              ۱- گردش در گلزار.
              ۲- جای تفریح و گردش در گلزار.

                گلگونه

                (~. نِ) (اِمر.)
                ۱- گلگون.
                ۲- سرخابی که زنان به گونه‌های خود مالند.
                ۳- شراب قرمز.

                  پیمایش به بالا