اسم

گمج

(گَ مَ) (اِ.) دیگ سفالین که در آن خوراک پزند.

    گمج

    (گُ مَ) (اِ.) نان خمیر ناکرده.

      گلوکز

      (گُ لُ کُ) [ فر. ] (اِ.) قندی که در تمام سلول‌های گیاهان خصوصاً میوه‌ها یافت می‌شود.

        گلوله

        (گُ لِ) (اِ.)
        ۱- هرچیز گرد و گلوله مانند.
        ۲- فشنگ، جسمی ساخته شده از سرب که برای تیراندازی در سلاح‌های گرم به کار می‌رود.

          گلوند

          (گَ وَ) (اِمر.)
          ۱- گلوبند.
          ۲- هر چیز که به طریق تحفه و هدیه به کسی فرستند، مرسله.
          ۳- گلوبند مانندی از گردو و انجیر که آن را به هدیه فرستند.

            گلوه

            (گُ وَ یا وِ) (اِ.) سوراخ تنور نان پزی.

              گلی

              (گُ) (اِ.) دارای رنگ قرمز روشن.

                گلیز

                (گِ) (اِ.) آب دهان، آب لزجی که از دهان انسان یا حیوان بیرون می‌ریزد.

                  پیمایش به بالا