اسم

گلف

(گُ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی بازی شبیه به چوگان که در آن با چوبی سرکج به توپ ضربه می‌زنند تا وارد چاله‌ای بشود که در زمین تعبیه شده‌است.

    گلاج

    (گُ) (اِ.) = گولاج. گولانج: نانی است تنک چون کاغذ که از نشاسته و سفیده تخم مرغ پزند و در شربت قند و نبات ریزه کنند و خورند؛ لابرلا.

      گلادیاتور

      (گِ تُ) [ فر. ] (اِ.) در روم قدیم به بردگان و غلامانی می‌گفتند که می‌بایست در میدان‌های عمومی با یکدیگر یا با حیوانات درنده تا دم مرگ بجنگند.

        گلاله

        (گُ لَ یا لِ) (اِ.) = کلاله. غلاله:
        ۱- کاکل مجعد، موی پیچیده.
        ۲- زلف (به طور اعم).

          گلاله

          (~.) [ معر. ] (اِ.)
          ۱- بالشچه‌ای که زنان بر سرین بندند تا کلان نماید.
          ۲- شاماکچه که زیر جامه و زره پوشند.
          ۳- پیراهن، قمیص.

            گلایدر

            (گِ دِ) [ انگ. ] (اِ.) هواگردی با بال ثابت که برای پرواز بدون استفاده از نیروی موتور طراحی شده باشد و اغلب برای اهداف آموزشی و تفریحی استفاده شود، بادپَر. (فره).

              گلایول

              (گِ یُ) [ فر. ] (اِ.) گلی است با ساقه‌های بلند، برگ‌های دراز و باریک و گل‌هایی به رنگ‌های سفید، سرخ. پیاز این گل سفت و پوشیده از الیاف می‌باشد.

                گلبام

                (~.) (اِمر.)
                ۱- آواز بلندی باشد که نقاره چیان و شاطران و قلندران و معرکه گیران در وقت نقاره نواختن و معرکه بستن یکباره کشند.
                ۲- لحنی است از موسیقی قدیم.

                  پیمایش به بالا