اسم

یکدک

(یَ دَ) (اِ.) آب یا هر مایع نیم گرم.

    یک انداز

    (~. اَ)
    ۱- (ص مر.) برابر.
    ۲- (اِ.) تیر کاری که با یک بار انداختن شکار یا دشمن را از پا درمی آورد.

      یک پهلو

      (~. پَ)
      ۱- (ص.) (عا.) لجوج، یک دنده.
      ۲- (اِ.) به یک طرف دراز کشیدن.

        یفاع

        (یَ) [ ع. ] (اِ.) زمین بلند، پشته.

          یقطین

          (یَ) [ ع. ] (اِ.) هر بوته که بر زمین پهن شود چون خربزه، کدو، خیار و جز آن.

            پیمایش به بالا