اسم

یک

(یَ یا یِ) [ په. ] (اِ.) نخستین شماره اعداد، واحد.

    یک اسبه

    (~. اَ بِ) (اِ.) (ص مر.)
    ۱- دارای یک اسب.
    ۲- یک تنه، به تنهایی.
    ۳- (اِ.) آفتاب.

      یک انداز

      (~. اَ)
      ۱- (ص مر.) برابر.
      ۲- (اِ.) تیر کاری که با یک بار انداختن شکار یا دشمن را از پا درمی آورد.

        یک پهلو

        (~. پَ)
        ۱- (ص.) (عا.) لجوج، یک دنده.
        ۲- (اِ.) به یک طرف دراز کشیدن.

          یعقوب

          (یَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- کبک نر. ج. یعاقیب.
          ۲- پسر اسحق و پدر حضرت یوسف.

            یغلاوی

            (یَ) (اِ.)
            ۱- تابه کوچک دسته دار.
            ۲- کاسه کوچک دسته دار مخصوص غذا گرفتن سربازان.

              یغلغ

              (یَ لَ) [ تر. ] (اِ.) تیر پیکان دار.

                یغما

                (یَ) [ تر. ] (اِ.)
                ۱- تاراج، غارت، چپاول.
                ۲- نام شهری در ترکستان که زیبارویان آن معروف بودند.

                  پیمایش به بالا