اسم

یک

(یَ یا یِ) [ په. ] (اِ.) نخستین شماره اعداد، واحد.

    یک اسبه

    (~. اَ بِ) (اِ.) (ص مر.)
    ۱- دارای یک اسب.
    ۲- یک تنه، به تنهایی.
    ۳- (اِ.) آفتاب.

      یک انداز

      (~. اَ)
      ۱- (ص مر.) برابر.
      ۲- (اِ.) تیر کاری که با یک بار انداختن شکار یا دشمن را از پا درمی آورد.

        یک پهلو

        (~. پَ)
        ۱- (ص.) (عا.) لجوج، یک دنده.
        ۲- (اِ.) به یک طرف دراز کشیدن.

          یغلغ

          (یَ لَ) [ تر. ] (اِ.) تیر پیکان دار.

            یغما

            (یَ) [ تر. ] (اِ.)
            ۱- تاراج، غارت، چپاول.
            ۲- نام شهری در ترکستان که زیبارویان آن معروف بودند.

              یسر

              (~.) (اِ.)
              ۱- درخت محلب (آلبالوی تلخ) را گویند که از چوب آن سابقاً جهت ساختن مسواک برای شست و شوی دندان‌ها استفاده می‌کردند.
              ۲- چوب درخت بان را گویند که چون محکم و تیره رنگ و معطر است از آن جهت ساختن تسبیح و در منبت کاری استفاده می‌کنند.

                یسنا

                (یَ) (اِ.)
                ۱- پرستش، ستایش.
                ۲- یکی از بخش‌های اوستا که در هنگام مراسم مذهبی خوانده می‌شود.

                  پیمایش به بالا