اسم

گلابی

(گُ) (اِ.)
۱- از جمله میوه‌هایی که دانه‌های آن لعاب بسیار دارد و تقریباً به شکل بیضی است.
۲- وسیله‌ای بیضی شکل که مانند توپ از باد پُر می‌شود و از آن در ورزش مشت زنی استفاده می‌کنند.

    گل قند

    (~. قَ) [ فا – معر. ] (اِمر.) نوعی مربا که از برگ‌های گل سرخ و شکر (یا قند) در آفتاب پرورش دهند و آن به منظور تقویت و لینت مزاج تجویز می‌شده، گلشکر، گلنگبین.

      گل

      (~.) [ انگ. ] (اِ.)
      ۱- دروازه، در بازی‌هایی مانند فوتبال، جایی که باید توپ داخل آن شود تا امتیاز به دست بیاید.
      ۲- امتیازی که پس از عبور توپ از دروازه یا سبد یک تیم به تیم مقابل تعلق گیرد.

        گل

        (گِ) [ په. ] (اِ.) خاک آمیخته با آب. ؛ در جایی را ~گرفتن کنایه از: جایی را یک باره تعطیل کردن.

          گل افشان

          (گُ. اَ) = گل افشاننده:
          ۱- (ص فا.) افشاننده گل، گل ریز.
          ۲- (حامص.) گل افشاندن خاصه در ایام جشن (مانند نوروز).
          ۳- (اِمر.) نوعی آتشبازی.
          ۴- مخملک، سرخک و آبله مرغان.

            گل آذین

            (گُ) (اِمر.)
            ۱- آرایش و چگونگی قرار گرفتن گل‌ها بر روی ساقه گیاهان.
            ۲- نامی از نام‌های زنان.

              گل فروشی

              (~. فُ) (اِ.)
              ۱- عمل فروختن گل.
              ۲- فروشگاهی که در آن گل می‌فروشند.

                Scroll to Top