اسم

گزک

(~.) (اِ.)
۱- نوبت، دفعه، کرت.
۲- نوبت آب در زراعت (معمولاً در ۸ یا ۱۶ روز).

    گزلیک

    (گَ یا گِ) [ تر. ] (اِ.) چاقوی کوچک دسته دار.

      گزانگبین

      (گَ زَ گَ) (اِمر.) شکرک مترشح از بوته‌های گز را گزانگبین گویند. این شکرک سفت و شکننده و دارای قند و الکل‌های مختلف است و خواص دارویی دارد. از جمله به عنوان مسهل جهت اطفال و ضد راشیتیسم استعمال می‌شود. به علاوه ازآن نوعی شیرینی به نام گز درست می‌کنند.

        گریوه

        (گَ وِ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- گردن، پشت گردن.
        ۲- کوه پست، پشته، تپه.

          پیمایش به بالا