گز
(~.) (اِ.)
۱- درختچهای زینتی از تیره گزها با برگهای ریز و به هم فشرده که دارای گلهای منظم و صورتی یا سفید رنگ است. از ساقه آن مادهای شیرین و مطبوع به نام گزانگبین خارج میشود.
۲- نوعی شیرینی که آن را با شیرابه گیاه گز درست میکنند.
(~.) (اِ.)
۱- درختچهای زینتی از تیره گزها با برگهای ریز و به هم فشرده که دارای گلهای منظم و صورتی یا سفید رنگ است. از ساقه آن مادهای شیرین و مطبوع به نام گزانگبین خارج میشود.
۲- نوعی شیرینی که آن را با شیرابه گیاه گز درست میکنند.
(گَ) (اِ.) واحد طول که در قدیم معادل ۲۴ انگشت بود. ؛ ~نکرده پاره کردن کنایه از: کاری را نسنجیده و از روی بی فکر کردن.
(گُ)۱ – (ص فا.) در ترکیب با بعضی واژهها معنای گزارنده میدهد. مانند: نمازگزار.
۲- (اِ.) طرح یا نقشی که با مداد آن را روی کاغذ یا پارچه میکشند و بعد رنگ میکنند.