اسم

گرنج

(گُ رِ) (اِ.)
۱- چین، شکن.
۲- کنج، گوشه، بیغوله.

    گرنگ

    (گُ رَ) (اِ.) = کرنگ:
    ۱- لشکرگاه.
    ۲- میدان جنگ.

      گره

      (گَ رَ) [ معر. ] (اِ.) ظرف آب، سبو.

        گره

        (گِ رِ) (اِ.) واحد طول قدیم مساوی ۱۱۶ ذرع.

          گره

          (گِ رَ یا رِ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- پیچیدگی و درهم شدگی نخ و ریسمان یا چیز دیگر.
          ۲- برآمدگی‌هایی از ساقه که برگ‌ها روی آن قرار دارند.
          ۳- مشکل، گرفتاری. ؛ ~بر ابرو زدن کنایه از: رو ترش کردن، عبوس شدن.

            گرم

            (گُ) (اِ.) اندوه، زحمت، غم.

              گرم کن

              (گَ. کُ) (اِ.)
              ۱- وسیله‌ای که برای گرم کردن به کار می‌رود.
              ۲- لباس کشباف نرم و ضخیم به صورت بلوز یا بلوز و شلوار.

                گرما

                (گَ) [ په. ] (اِ.) حرارت، سختی گرما.

                  Scroll to Top