گرنج
(گُ رِ) (اِ.)
۱- چین، شکن.
۲- کنج، گوشه، بیغوله.
(گِ رَ یا رِ) [ په. ] (اِ.)
۱- پیچیدگی و درهم شدگی نخ و ریسمان یا چیز دیگر.
۲- برآمدگیهایی از ساقه که برگها روی آن قرار دارند.
۳- مشکل، گرفتاری. ؛ ~بر ابرو زدن کنایه از: رو ترش کردن، عبوس شدن.
(گَ. کُ) (اِ.)
۱- وسیلهای که برای گرم کردن به کار میرود.
۲- لباس کشباف نرم و ضخیم به صورت بلوز یا بلوز و شلوار.