گبر
(گَ بَ) (اِ.)
۱- نوعی سنگ که از آن دیگ و کاس ه و امثال آن درست میکنند.
۲- خیمه که به یک ستون برپای باشد.
(گَ بَ) (اِ.)
۱- نوعی سنگ که از آن دیگ و کاس ه و امثال آن درست میکنند.
۲- خیمه که به یک ستون برپای باشد.
(هَ) (اِ.)ابزاری برای کندن و شخم زدن زمین دارای تیغه یا تیغههای فولادی سنگین که به وسیله چهارپا به ویژه گاو بر روی زمین کشیده میشود.
(اِ.)
۱- جنگ با گاو نر که در برخی از کشورها از ورزشهای رایج است.
۲- نوعی مسابقه در برخی از روستاهای ایران به صورت جنگ میان گاوهای نر.
(تِ یَ یا یِ) [ فا – ع. ] (اِمر.) تکیه و متکای بزرگ طولانی که بزرگان چون بر مسند نشینند آن را بر پشت گذارند.
(اِ.)
۱- از حیوانات اهلی علفخوار.
۲- نام دومین برج از برجهای منطقه البروج که خورشید در اردیبهشت ماه در این برج دیده میشود، ثور. ؛ ~ ِ پیشانی سفید کنایه از آدم خیلی معروف. ؛ ~ بی شاخ و دم کنایه از: آدم درشت هیکل و بی فرهنگ، شخص ابله. ؛~ کسی زاییدن کنایه از: اتفاق نامساعدی برای کسی افتادن.
(وِ زَ)(اِمر.) گاوی که طبق افسانهها در زیر زمین است و زمین روی شاخ این گاو قراردارد و خود گاو بر پشت ماهی ایستادهاست.
(وِ مِ)(اِمر.) گاو زرینی که سامری نامی از بنی اسرائیل آن را ساخته بود و مردم را به پرستیدن آن دعوت میکرد.