گاودوش
(اِمر.) ظرفی سرگشاده که شیر گاومیش و گاو را در آن دوشند.
(اِ.)
۱- از حیوانات اهلی علفخوار.
۲- نام دومین برج از برجهای منطقه البروج که خورشید در اردیبهشت ماه در این برج دیده میشود، ثور. ؛ ~ ِ پیشانی سفید کنایه از آدم خیلی معروف. ؛ ~ بی شاخ و دم کنایه از: آدم درشت هیکل و بی فرهنگ، شخص ابله. ؛~ کسی زاییدن کنایه از: اتفاق نامساعدی برای کسی افتادن.
(وِ زَ)(اِمر.) گاوی که طبق افسانهها در زیر زمین است و زمین روی شاخ این گاو قراردارد و خود گاو بر پشت ماهی ایستادهاست.
(وِ مِ)(اِمر.) گاو زرینی که سامری نامی از بنی اسرائیل آن را ساخته بود و مردم را به پرستیدن آن دعوت میکرد.
(وِ فِ) (اِمر.) نام گاوی که فریدون به هنگام کودکی در مازندران از شیر آن تغذیه میکرد. نام این گاو برمایه و برمایون بود.
(گِ تِ) [ انگ. ] (اِ.) هریک از اعضای یک دسته بزه کار، به ویژه دزد مسلحی که دارای همدستانی است.
۱ – (پس.) علامت اسم زمان که در آخر کلمه درمی آید مانند شامگاه صبح گاه، و علامت اسم مکان نیز میباشد مانند دانشگاه، آرامگاه.
۲- (اِ.) زمان، وقت.
۳- عصر، دوره.