اسم

گارسک

(سَ) (اِ.) دانه‌های ریز و سفت که در برنج و گندم می‌روید.

    گارسه

    (س) [ فر. ] (اِ.) جعبه‌ای خانه خانه که حروف چاپ دستی را برای حروف چینی در آن قرار می‌دهند.

      گارسون

      (سُ) [ فر. ] (اِ.)= گارسن:پیشخدمت در رستوران‌ها.

        گارمون

        (مُ) [ روس. ] (اِ.) = گارمن. گارمان. قارمون. قارمان: آلت موسیقی پرده دار شبیه جعبه که به هنگام نواختن آن را در دست گیرند و پرده‌های آن را با انگشت فشار دهند.

          گاری

          [ هند. ] (اِ.) ارابه، ارابه‌ای که با اسب کشیده می‌شود.

            گاز

            [ فر. ] (اِ.)
            ۱- تور نازک و لطیف که برای بستن زخم به کار می‌رود.
            ۲- پدالی که در جلوی اتومبیل و در پیش پای راننده قرار دارد و با فشار دادن بر آن بنزین بیشتری به کاربراتور می‌رسد و اتومبیل سرعت بیشتری می‌گیرد.

              گاز

              (اِ.)
              ۱- قیچی، قیچی آهن بری.
              ۲- ابزاری آهنی مانند انبر که با آن میخ را از جایی که در آن فرو رفته‌است بیرون می‌کشند.
              ۳- دندان.

                گاباره

                (رِ) (اِمر.)
                ۱- گله گاو.
                ۲- غار، شکاف. گاپاره نیز به این معنی است.

                  Scroll to Top