اسم

کیلومتر

(مِ) (اِمر.) واحد مسافت معادل ۱۰۰۰ متر. ؛ ~ مربع واحد سطح معادل یک میلیون مترمربع.

    کیماک

    (اِ.) تنگ، نوار پهنی که بر بالای بار اسب و خر می‌بندند.

      کیمال

      (کِ) (اِ.) جانوری که از پوستش پوستین سازند.

        کیمخت

        (مُ) (اِ.) پوست کفل اسب و خر که آن را به نحوی خاص دباغت کنند، ساغری.

          کیک

          (کَ یا کِ) (اِ.) مردمک چشم، مردم چشم.

            کیک

            (کِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی شیرینی که به وسیله آرد و تخم مرغ و شیر و غیره تهیه می‌شود و با خامه یا شکلات و انواع میوه‌ها تزیین می‌شود.

              کیست

              [ فر. ] (اِ.) کیسه‌ای با جدار غشایی در بافت‌ها، دارای ماده مایع یا نیمه جامد که ممکن است طبیعی یا مرضی باشد.

                Scroll to Top