اسم

کیاست

(سَ) [ ع. کیاسه ] (اِمص.)
۱- زیرکی، تیزهوشی.
۲- دانایی، فراست.

    کویش

    (کَ) (اِ.) = کویشه. گویس. گویش. گویشه: ظرف دوغ و ماست.

      کی

      (~.) (ادات استفهام، ق. استفهام زمان)
      ۱- چه وقت ¿ چه زمان ¿: کی آمد، کی رفت.
      ۲- چگونه، چطور.

        کی

        (کَ) (اِ.) پادشاه بزرگ و قهار.

          کی (کَ یّ)

          [ ع. ]
          ۱- (مص م.) داغ کردن.
          ۲- (اِ.) نشان سوختگی در پوست، داغ.

            کی برد

            (بُ) [ انگ. ] (اِ.) مجموعه‌ای از کلیدهای نمایشگر حروف الفبا و نشانه‌های دیگر که بر روی یک صفحه قرار گرفته‌اند و به رایانه متصل می‌شوند؛ از این وسیله برای ورود اطلاعات به رایانه استفاده می‌شود، صفحه کلید. (فره).

              کیا

              (اِ.)
              ۱- بزرگ، سرور.
              ۲- پادشاه، حاکم.
              ۳- مرزبان، پهلوان.

                پیمایش به بالا