کومک
(مَ) (اِ.) نک کمک.
[ فر. ] (اِ.) ابرهای جدا از هم و معمولاً چگال با خطوط مرزی واضح که نمای آنها به شکل خاکریز یا گنبد یا برجهای در حال افزایش و گسترش است و برآمدگی بخش فوقانی آنها اغلب به گل کلم شباهت دارد؛ بخشهای رو به آفتاب این ابرها غالباً سفید درخشان و پایه آنها به نسبت تیره و افقی است ؛ ابر کومهای گاهی پاره پارهاست، کومهای. (فره).
[ په. ] (اِ.) سرین، نشستگاه. ؛ ~ کسی گُهی بودن کنایه از: در کاری مشکوک دست داشتن. ؛ ~ سوزه کنایه از: حسادت شدید. ؛~ گشاد بودن کنایه از: تن به کار ندادن، تنبل و بی حال بودن. ؛ ~ نشور کنایه از: نجس، بی دین و لامذهب.