اسم

کوفیه

(یَّ) [ ع. کوفیه ] (اِ.) دستار چهار – گوشه‌ای که مردان عرب روی سر خود می‌ – اندازند و رشته‌ای مخصوص هم روی آن بر سر می‌گذارند که عقال نامیده می‌شود.

    کوک

    (اِ.)
    ۱- آواز بلند.
    ۲- میزان کردن یک آلت موسیقی مطابق دستگاهی خاص.
    ۳- ابزاری در ساعت یا بعضی از اسباب بازی‌ها که با پیچاندن فنر مخصوص ساعت را تنظیم یا اسباب بازی را به کار می‌اندازد. ؛توی ~کسی یا چیزی رفتن کنایه از: درباره آن مطالعه و بررسی کردن.

      کوک

      (اِ.) بخیه درشتی که بر جامه بزنند.

        کوشک

        (شْ) (اِ.) خانه بزرگی در میان یک باغ، کاخ تابستانی.

          کوفت

          (اِ.)
          ۱- صدمه‌ای که از سنگ و مشت و لگد برسد.
          ۲- آسیب، صدمه.
          ۳- اندوه.
          ۴- بیماری سفلیس.
          ۵- نوعی ناسزا.

            Scroll to Top