اسم

کنیت

(کُ یَ) [ ع. کنیه ] (اِ.) نک کنیه، لقب.

    کنیتکس

    (کِ تِ) (اِ.) نام تجاری ماده‌ای مرکب از پودر خاک سنگ، سیمان سفید و مواد ضد رطوبت و چند ماده دیگر در رنگ‌های مختلف که برای زیباسازی نما با پمپ روی آن پاشید می‌شود.

      کنیزک

      (کَ زَ) (اِمصغ.)
      ۱- دخترک.
      ۲- پرستار زن خرد.
      ۳- دخترک یا زنکی که بَرده باشد.

        کنه

        (کُ نَّ یا نُِ) [ ع. کنه ] (اِ.) سایبان بالای در.

          کنیسه

          (کَ سَ یا سِ) [ معر. کنیسه ] (اِ.) پرستشگاه یهودان.

            کنه

            (کَ نِ) (اِ.)
            ۱- حشره ریزی که به پوست بدن حیوان یا انسان می‌چسبد و از طریق منافذ پوست خون را می‌مکد.
            ۲- کنایه از: آدم سمج و پررو.

              کنف

              (~.) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- جانب، کرانه، طرف.
              ۲- نگاه داری، حمایت.
              ۳- سایه، ظل.

                کنفدراسیون

                (کُ فِ) [ فر. ] (اِ.) اتحادیه چند ناحیه یا کشور که جمعاً دولتی واحد تشکیل دهند، اما هریک استقلال داخلی و خود – مختاری دارند.

                  Scroll to Top