اسم

وقایع

(وَ ی) [ ع. وقائع ] (اِ.) جِ وقیعه ؛ حوادث، سرگذشت‌ها.

    وقایه

    (و ِ یَ) [ ع. وقایه ]
    ۱- (مص م.) نگاهداری کردن. حفظ کسی از بدی و آفت.
    ۲- (اِ.) روسری، سربند زنان.

      وقبه

      (وَ بَ یا بِ) [ ع. وقبه ] (اِ.)
      ۱- مغاکی در کوه به اندازه یک قامت که آب در آن گرد آید.
      ۲- روزنی بزرگ که پرتو آفتاب از آن آید.
      ۳- یکی از اجزای دوات قلمدان.

        وقت

        (وَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- مقداری از زمان که برای امری فرض شده، هنگام، زمان. ج. اوقات.
        ۲- دوره، عصر.
        ۳- فرصت.
        ۴- نوبت.
        ۵- فصل. ؛ ~ گل نی کنایه از: وقتی که هرگز نخواهد آمد، هیچ وقت.

          وقده

          (وَ دَ) [ ع. وَقúدَه ] (اِ.)
          ۱- گرمای سخت، حرارت سوزان.
          ۲- یک باره شعله ور شدن.

            پیمایش به بالا