اسم

کمیت

(کُ مَ یا مِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- اسب سرخ رنگ که به سیاهی زند. ؛ ~ کسی لنگ بودن در انجام کاری کم مایه و ناتوان بودن.
۲- شراب لعل انگوری که به سیاهی می‌زند.

    کمیته

    (کُ تَ یا تِ) [ فر. ]
    ۱- (اِ.) انجمن، حزب.
    ۲- هیئتی از افراد که برای رسیدگی، پژوهش، اقدام یا تهیه گزارش در مورد کاری تعیین می‌شود، کارگروه (فره).

      کمیچه

      (کَ مِ چِ) (اِمصغ.)
      ۱- کمانچه کوچک.
      ۲- کرم شب تاب.

        کمیز

        (کُ مِ) (اِ.) ادرار، شاش. گمیز هم گفته می‌شود.

          کمره

          (کَ مَ رِ) (اِ.) کمر کوه، میانه کوه.

            کمپوت

            (کُ) [ فر. ] (اِ.) میوه‌ای که در شربت قند یا شکر پخته باشند.

              کمد

              (کُ مّ) [ فر. ] (اِ.) گنجه کوتاه مخصوص لباس و غیره.

                پیمایش به بالا