اسم

کمر

(کَ مَ) [ په. ] (اِ.)
۱- میان، پشت.
۲- آنچه بر میان بندند.
۳- میانه و وسط کوه. ؛ ~ کاری را شکستن کنایه از: بخش مهمی از آن کار را انجام دادن. ؛ ~راست کردن تجدید قوا کردن، دوباره نیرو گرفتن.

    کمرا

    (کَ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- چهار دیواری که خوابگاه چهار پایان باشد.
    ۲- طاق بلند، دیوار بلند.

      کمربندی

      (~. ~.)
      ۱- (ص نسب.) منسوب به کمربند.
      ۲- دارای حالتی چون کمربند.
      ۳- (اِ.) جاده‌ای که دور شهر کشیده می‌شود تا خودروها مجبور به گذشتن از داخل شهر نباشند.

        کمرشکن

        (~. ش کَ)
        ۱- (ص فا.) کار سخت و گران، امر دشوار.
        ۲- (ص مر.) پهلوان، دلیر، شجاع.
        ۳- (اِمر.) بالای کوه، کمر کوه.

          کمره

          (کَ مَ رِ) (اِ.) کمر کوه، میانه کوه.

            کمان گروهه

            (کَ. گُ هِ) (اِمر.) کمانی که با آن مهره و گلوله گِلی یا سنگی می‌انداخته‌اند.

              کماندو

              (کُ نُ دُ) [ فر. ] (اِ.) دسته‌ای از نظامیان که آموزش‌های ویژه دیده‌اند برای شبیخون زدن و حملات غافلگیرانه، تکاور (فره).

                پیمایش به بالا