اسم

کلیشه

(کِ ش) [ فر. ] (اِ.)
۱- نوشته یا تصویری حک شده روی فلز که در چاپ از آن استفاده کنند.
۲- قالب، باسمه.

    کلیاس

    (کِ) (اِ.)
    ۱- جلو خانه، درگاه، کریاس.
    ۲- مستراحی که بر بام خانه سازند و کاریز آن بر زمین باشد.

      کلوب

      (کُ) [ فر. ] (اِ.) باشگاه، انجمن، کانون.

        کلوتک

        (کُ یا کَ تَ) (اِ.) چوبی باشد که گازران و دقاقان جامه را بدان دقاقی کنند؛ کدنگ.

          کلوته

          (کُ تَ یا تِ) (اِ.) = گلوته:
          ۱- کلاهی گوشه دار که لای بین آستر و رویه آن را بر پنبه کنند و آن را کودکان و نیز صوفیان پوشند و گوش‌های آن را در زیر چانه بندند.
          ۲- روپاکی مانند دام که دخترگان بر سر گذارند؛ شبکه.

            کلوج

            (کُ) (اِ.)
            ۱- قرص نان روغنی بزرگ.
            ۲- نان ریزه شده.

              کلوچه

              (کُ چِ) (اِ.) نوعی نان شیرینی که با آرد گندم و روغن و شکر می‌سازند. کلیچه هم گفته می‌شود.

                Scroll to Top